تو را نگاه می کنم:چشمانت خلاصه آتشفشان است
همرنگ خاک دیاری که دوستش می دارم!
چال کنج لبانت هلالک جفتی ماه است,با خورشیدی در قفا
که مردمان ساده سرزمین مرا به ولوله وا می دارد.
با انگشت اشاره رو به آسمان
خنده ات باران مروارید است و اخمت
زلزله ای که شهر آرزوهایم را ویران می کند....
"یغما گلرویی"
+ نوشته شده توسط شراره در شنبه سی ام دی 1385 و ساعت
7:45 قبل از ظهر |
