|
ابهای سکوت
|
كاميابي و شادي تقدير الهي من است.
از اين رو ايمان دارم كه خداوند مرا
موفق مي كند.
هم اكنون بركت رحمت سلامتي روزي و مدد
الهي را مي طلبم بادا كه يقين دارم انسان
كامياب توانگر سعادتمند و شاد هستم
و اطمينان دارم كه اراده خداوند من
هماره محقق و پيروز است
هرگز ريسمان اميد را رها مكن
وفتي احساس مي كني كه ديگر تاب تحمل نداري
جادوي اميد است كه به تو نيروي ادامه راه را مي دهد.
اعتماد به نفس را هرگز از دست مده
تا ان زمان كه باور كني توانايي
دليلي داري تا بكوشي
هرگز مهار شاد زيستن خود را به دست ديگري مده
بر ان چنگ بزن
ان گاه همواره در اختيارت خواهد بود.
اين ثروت مادي نيست كه پيروزي يا شكست را رقم مي زند
انها در چگونگي احساس ما نهفته اند. از سخنان علی(ع)
امشب در شيون اه ها هستم.در گورستان كهنه خاطرات.
امشب در فراموشي خيالم در پستو هاي سرگرداني…...
امشب اشكي معصومم كه بر جنازه گناهي عفيف فرو
ريخته است.
امشب بي ستاره ترين شب اسمان را در بي روزن ترين
سياه چال هاي تقدير نظاره مي كنم.
امشب در مهتاب ساحل تنهايي دست در دست كهنه ترين
ارزوهايم اندوخته ام و بر خيالي ترين شبح ماه در غليظ
ترين مه خداحافظي مي نگرم….
امشب در تلخ ترين دقايق شيرين با خونين ترين ثانيه هاي
فرهاد دست به گريبانم…
چرا انسان هاي نيك رنج ميبرند؟
در حقيقت انسانهاي نيك هرگز رنچ نمي برند.اگر انساني نيك گرفتار رنجي شود در واقع جايي
در اعماق وجودش نا خالصي و ظلمتي نهفته است كه بايد توسط رنج نازل شده و تطهير و
روشن شود.انسان نيك رنج مي برد تا ان قسمت از سستي وجودش به نيكي و قدرت بدل شود.
J.P.VASWANI
what is the meaning of "HEART NOTE
do u believe heart can write a note
let's look at heart.what is a heart really
is the most important member of human being
is that all?of course not
H in heart stands for heat.heart is the heat of being
E is for essence.heart is the essence of being
A stands for art.to live according what what your heart says is the art of living.
R's for relationship between your heart and mind.
if you have this relationship you'll be in balance.
T is symbol of tenderness.hear is tahat center which can make you tender.
so,heart is not just a simple organ of your body.it is the entrance of your being.
let's try to listen to it.
let's read what is writes for us.
let's read our notes
کویر.اسمان.سکوت
پ
روانه من گریخت...به شتاب یک شوق
به سبک باری یک خیال به پریشانی یک ارزوی اشفته
...چه می دانم چگونه؟
از تنهایی اتاقم گریخت
خود را در پی اوبه
در خانه رساندم.
گشودم.بیرون را نگریستم:
کویر...اسمان...سکوت
دکتر شریعتی